تبليغاتX
دايرةالمعارف ناسيوناليسم ترك - انورپاشا

دايرةالمعارف ناسيوناليسم ترك

دايرةالمعارف جنبش‌ها، شخصيت‌ها و مفاهيم ناسيوناليسم ترك

انورپاشا

انور پاشا

 

انورپاشا، (1881 ـ 1922). سردار ترك كه فرماندهي قواي عثماني را در جنگ جهاني اول به‌عهده داشت، و افسر نظامي پرطمطراق و ناسيوناليست ژرف‌انديش كشور عثماني. انورپاشا با تعهد برانگيختة خود نسبت به كشور عثماني و افق‌هاي گسترده‌اي كه ويژگي آن‌ها تأكيد متغير او روي پان‌اسلاميسم و پان‌تركيسم بود طرحي در روح و ذهن جمعي ترك‌ها درانداخت. وي تنها سردار ترك بود كه به منظور دفاع و بالابردن آگاهي سياسي ملل ترك به‌جايي سفر كرد كه ناسيوناليست‌هاي ترك آن‌را وطن اجدادي خود مي‌انگاشتند: تركستان.

انورپاشا كه خانواده‌اش از مقدونيه به استانبول نقل مكان كرده بودند در سال 1881 چشم به جهان گشود و در سال 1902 از دانشكدة افسري امپراتوري فارغ‌التحصيل شد. درك وي از ناسيوناليسم در مدت سه‌سالي كه در مقدونيه ـ خدمت كرد شكل گرفت. از آن‌جايي كه كليساهاي ارتدوكس قومي منبع فرهنگي و سازماني جنبش‌هاي ناسيوناليستي بالكان بودند، انورپاشا به قدرت دين در ساخت و ساز ناسيوناليسم پي برد. وي به دليل اينكه از 1906 در «كميتة اتحاد و ترقي» كه غير قانوني بود دست به فعاليت‌هاي سياسي زده بود، احضار و به‌ مأموريت تازه‌اي در استانبول گماشته شد. انورپاشا از اجراي اين دستور سرپيچي كرد و با همقطاران نظامي خود و شمار زيادي از سربازان به تپه‌هاي مقدونيه گريخت. با اين كار اقتدار دولت استانبول را به چالش خواند و انقلاب «ترك‌هاي جوان» را در سال 1908 به راه انداخت. چون موضع منسجم و حساس اين افسران نظامي جوان دولت جديد را در معرض خطر قرار داد انورپاشا در سال 1909 به‌عنوان وابستة نظامي به برلين اعزام شد. وي براي مدت كوتاهي جهت پيوستن به به نظاميان عليه شورش 13 آوريل 1909 استانبول به اين شهر بازگشت. در سال 1911 از شغل خود استعفا كرد و به نيروهاي ترك در ليبي پيوست. انورپاشا در جنگ‌هاي بالكان 1912 ـ 1913 نيز نقش حساسي ايفا كرد. هنگامي كه دولت شكست‌خوردة عثماني ادرنه ـ يكي از پايتخت‌‌هاي اولية كشور عثماني ـ را تسليم بلغار‌ها كرد، انورپاشا و متحدان او دولت را سرنگون كردند و «كميتة اتحاد و ترقي» را به قدرت رساندند.

انورپاشا ارتش را تجديد سازمان كرد و پس از اينكه بين متحدان مسيحي بالكان اختلاف افتاد ادرنه را باز پس گرفت كه محبوبيت او را صدچندان كرد. رهايي ادرنه كمك كرد كه انورپاشا عضور برجستة حلقة داخلي «كميتة اتحاد و ترقي» و وزير جنگ شود. چون آلمان عليه رقباي عمدة عثماني يعني انگلستان و روسيه مبارزه مي‌كرد، انورپاشا رهبر دستة طرفدار آلمان باقي ماند. وي پيش از ورود به جنگ يك‌سازمان چريكي مخفي تأسيس كرد ـ به نام تشكيلات محسوسه ـ كه وارد فعاليت‌هاي زيرزميني در بالكان و قفقاز شد. سياست‌هاي تهورآميز وي و بويژه مبارزه فاجعه‌انگيز زمستان در سريكاميس ـ واقع در شمال شرقي آناطورلي ـ در دسامبر 1914 به شكست كشور كمك كرد. انورپاشا، بي‌اعتنا به اين اوضاع، انقلاب روسيه را موقعيتي براي تشكيل امپراتوري جديدي از ملل ترك روسيه انگاشت. تهاجمات ناشيانة او منجر به شكست ارتش‌هاي عثماني در قفقاز گشت. هنگامي كه در اكتبر 1918 آتش‌بس به امضا رسيد انورپاشا و رهبران طراز اول «كميته اتحاد و ترقي» به آلمان فرار كردند. وي بعدها به تركستان رفت و جمعيتي زير لواي «ارتش اسلام» عليه بلشويك‌ها سازمان داد. انورپاشا دليرانه جنگيد و در اوت 1922 در نبرد تاجيكستان كشته [شهيد] شد.

وي ـ روي تجربيات شخصي در بالكان ـ به نيروي دين و اهميت آن براي هويت جماعات مسلمان سراسر منطقه آگاهي يافت. انورپاشا، برخلاف آرمان پردازي‌هاي بعدي كماليسم، خواهان آميزة سنجيده‌تر و خردمندانه‌تري از هويت فرهنگي ـ مذهبي و ناسيوناليسم ترك بود. گرچه تاريخ‌نويسي رسمي تركيه انورپاشا را فقط شخصيتي طرفدار اتحاد ترك‌ها معرفي مي‌كند، ولي وي بيشتر طرفدار يك تركيب تركي ـ اسلامي بود كه با احساسات اكثريت جمعيت بيشتر مطابقت داشت. صداقت و شرافت شخصي، شهامت توأم با بي‌پروايي، و وفاداري او به ملت ترك‌ـ‌مسلمان از وي قهرماني ناكام و اشتباه‌كار ساخت. مبارزات وي در بالكان و آسياي مركزي اين واقعيت را به روشني نشان داد كه به‌رغم تلاش‌هاي بعدي كماليست‌ها در جهت تحديد هويت و احساسات ترك ـ مسلمان به خاك آناتولي و همچنين به بنياد ايدئولوژيكي وسيع‌تر جزئي از اروپا بودن، بستگي‌هاي تاريخي با سرزمين و جماعات اطراف را عملا نمي‌توان قطع كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 12:4  توسط تورکآز توران  |