ضياء گؤکآلپ

گؤکآلپ، ضياء، (1876 ـ 1924). نظريهپرداز برجستة ناسيوناليسم تركي، كتاب اصول تركيسم (1920) او بيانية «ناسيوناليسم تركي براي جمهوري تركية اصلاحطلب» گرديد. گؤکآلپ كه در يك خانوادة صاحب نام مختلط ترك ـ كرد در دياربكر به دنيا آمد بذرهاي ناسيوناليسم تركي جديد را پاشيد. تحصيلات غير رسمي او كه بيشتر مربوط به فعاليتهاي بعدي او بود، بيشتر از آموزشهاي رسمي او كه دامپزشكي بود، آگاهي از جامعة عثماني و بيداري سياسي وي را شكل داد. از آنجا كه پدر او سردبيري يك روزنامة محلي بنام دياربكر سالنامهسي را داشت گؤکآلپ به اهميت رسانههاي چاپي در شكلگيري افكار عمومي و ناسيوناليسم واقف بود. علاوه بر اين موقعيت پدرش به او اجازه ميداد كه به آثار عمدة اروپايي در زمينة جامعهشناسي و ناسيوناليسم دسترسي داشته باشد.
گؤكآلپ در دياربكر با مطالعة آثار احمد وافق پاشا (1823 ـ 1891) كه بر اهميت زبان تركي و تاريخ در برانگيختن بيداري سياسي در تركها تأكيد داشت، با مفهوم ناسيوناليسم آشنا شد. به علاوه به علت معرفيت خانوادة او در شهر، او اغلب با كارمندن دولت و علماي بازديد كننده ديدار ميكرد. بهعنوان مثال او با عبدالله جودت، متفكر برجستة ملحد، در سال 1894 ملاقات كرد و تحت تأثير انديشة ماترياليستي او قرار گرفت. وي همچنين با يورگي افندي، يك ارتدوكس يوناني كه در دبيرستان شهر تاريخ تدريس ميكرد، ديدار داشت. جودت او را با آثار جامعهشناس فرانسوي اميل دوركيم و نيز لئون كاهان، كه تاريخ جامع عاطفياي در مورد تركها نوشته، آشنا كرد. يورگي افندي بهطور دائم بر قدرت دگرگونكننده ناسيوناليسم براي ايجاد يك دولت غير مذهبي مدرن تأكيد ميكرد. در اين دوره گؤکآلپ به خداآييني و نوعي درك مكانيكي از جهان احاطه شده بود.
زماني كه گؤكآلپ براي تحصيل در مدرسة دامپزشكي به استانبول رفت جودت و افندي او را براي پيوستن به «كميتة اتحاد و ترقي» متقاعد كردند (1897). وي به علت دخالت در فعاليتهاي «كميتة اتحاد و ترقي» بازداشت و از مدرسه اخراج شد و محكوم به اقامت اجباري در شهر زادگاهش، دياربكر، گرديد. در سالهاي اقامت در دياربكر گؤکآلپ چند مطالعة ميداني قومنگاري بين طايفههاي كرد و ترك انجام داد. پس از انقلاب تركهاي جوان در سال 1908 گؤكآلپ شعبة محلي «كميتة اتحاد و ترقي» را تشكيل داد و در همايش مهم آن كميته در تسالونيك شركت كرد و در آنجا به عضويت هيأت مركزي كميته برگزيده شد (1909 ـ 1918).
جو جهاني و مباحثات گرم بين ناسيوناليستهاي بالكان در گؤكآلپ براي طرحريزي ناسيوناليسم تركي كمك كرد و مقالات زيادي را براي دفاع از آن در مجلة ادبي ناسيوناليستي گنج قلملر (1911) به چاپ رساند. پس از جنگ بالكان (1912) به استانبول بازگشت و به چاپ مقالات در نشريات تورك يوردو، حلقه دوغرو، اسلام سماسي، و يئني مسموا، ادامه داد. در استانبول وي با گروهي از روشنفكران مهاجر سياسي پانتركي که از امپراتوري روسيه بازگشته و درصدد تشکيل يک اتحاد پانترکي بودند ملاقات كرد. گؤكآلپ نقطهنظر آنان را تأييد كرد و نوشت: «كشور تركها فقط تركيه يا تركستان نيست، اين كشور يك سرزمين وسيع جاوداني به نام توران است».

او به عضويت پارلمان عثماني درآمد و در دانشگاه استانبول جامعهشناسي تدريس كرد (1913 – 1919). نيروهاي انگليس پس از جنگ جهاني اول گؤكآلپ را بازداشت و محاكمه كردند و به جزيرة مالت تبعيد شد. وي اندكي بعد به دياربكر بازگشت. در دياربكر مجله خود به نام كوچوك مكمواست را منتشر كرد. در اوت 1923 از دياربكر به نمايندگي پارلمان انتخان شد و در سال 1924 درگذشت. وي در مدت اقامتش در آنكارا كتاب اصول تركيسم را نوشت. گؤكآلپ در اين كتاب استدلال ميكند كه «همبستگي اجتماعي ريشه در وحدت فرهنگي دارد كه با ابزارهاي آموزشي منتقل ميشود و بنابراين هيچ رابطهاي با همخوني و خويشاوندي ندارد ... ملت يك گروه نژادي يا قومي يا جغرافيايي يا سياسي يا اختياري نيست بلكه از افرادي تشكيل شده است كه در زبان، مذهب، اخلاقيات و هنرشناسي مشترك و سهيم هستند»، به عبارت ديگر آنهايي كه آموزش مشابهي را گرفتهاند. او در شكلگيري بيداري تركي، بر نقش آموزش و نظام قضايي در بهوجود آوردن ضابطهها و هويتهاي تازه تأكيد ميكند.
مفهومسازي آرمانگرايانة گؤكآلپ از ناسيوناليسم تركي بهعنوان قسمتي از ناسيوناليسم پانتركي بزرگ با تأسيس جمهوري تركيه در سال 1923 به پايان آمد و او از آن پس خود را با ناسيوناليسم مبتني بر سرزمين [تركيه] بيشتر وفق داد. او دو مفهوم كليدي از «تمدن» و «فرهنگ» براي مفصلبندي درك خود از ناسيوناليسم تركي بهوجود آورد. فرهنگ براي او مشخصة متمايز كنندة يك ملت و نوعي منشأ ناسيوناليسم بود. چون تمدن محصول مشترك تمام ملتها است، لذا گؤكآلپ اقتباس فرهنگ اروپايي را از طريق تفسير مجدد فرهنگ ميداند.

ناسيوناليسم او بهعنوان عاملي متضاد اسلام را تهديد نكرد و با ناسيوناليسم تركي منافاتي نداشت بلكه آنها بيشتر نيروهاي تحكيمكنندة متقابل يكديگر بودند. گؤكآلپ گرچه يك روشنفكر غير مذهبي بود اما استدلال ميكرد كه مذهب اثر عميقي در نهاد شخصيت ميگذارد. با آگاهي از نقش مذهب در نهاد شخصيت مسلمانان و فعل و انفعالات جمعي گؤكآلپ ناسيوناليسم تركي و اسلام را درهم آميخت. طبق نظر گؤكآلپ جامعة مذهبي يك كشور را به وجود آورد و اين به نوبة خود به ايجاد يك دولت انجاميد. با بهرهگرفتن از عرف تركي ـ اسلامي گؤكآلپ نتيجه ميگيرد كه كشور حاصل همبستگي مذهبي است و اينكه دولت ابزاري براي ملتسازي است.
گؤكآلپ به فرهنگ شفاهي و موسيقي بهعنوان منابع شكل دادن به نوعي بيداري جمعي در تركها پرداخت. هيچ نويسندهاي به اندازة گؤكآلپ بر اهميت سازندة ادبيات و مطبوعات تأكيد نكرده است.
گؤكآلپ داستانهاي عاميانه و شعر را براي برانگيختن بيداري ملي در تركها بهكار گرفت. او ملت را بهعنوان يك مفروض تضعيفشده مجسم نكرد بلكه آنرا بيشتر نوعي هويت ساخته شده و احساسي كه ميتوانست به آموزش از قوه به فعل درآيد، ميدانست. گؤكآلپ نقش اسلام را در بناي ساختمان دولت عثماني مورد توجه قرار داد و رابطة بين اسلام، ناسيوناليسم تركي و تجددطلبي را تعريف كرد. او آشكارا مدافع بهكارگيري زبان محلي در مناسك و اعمال مذهبي و نماز بود.



